زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه 7 سال و 9 ماه و 2 روز سن دارد
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه 4 سال و 7 ماه و 3 روز سن دارد
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه 2 سال و 3 روز سن دارد

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

بهداشت نوبت نهم...یکسالگی

  دیروز 30 تیر ماه من و مادر جون شما رو بردیم بهداشت مفتح اول که چکاپ شدی...وزنت کم شده بود نسبت به قبل که نمیدونم دلیلش چیه؟8500 گرم قدت شده بود 74.5 سانت دور سرت رو هم از بس فکرم به خاطر وزنت مشغول بود متوجه نشدم گفت بهت هر روز یه دونه تخم مرغ بدم نمیدونست که خیلی بد میخوری و مثل امروز دو قاشق خوردی و دیگه نخوردی   بعدش رفتیم اتاق واکسیناسیون اول که بنده خدا نبود ... یه 5 دقیقه ای معطل شدیم تا اومد اول واکسن شما رو زد و در کمال ناباوری با صبوری شما مواجه شدیم و فک همه مون افتاد به قول مادر جون حتی لبخند روی لبت هم محو نشد چه برسه به جیغ و گریه بعدشم نوبت خودم بود که 10 سال از زدن واکسن کزازم میگذش...
31 تير 1394

جشن تولد

سلام دختر یکساله من بالاخره الان وقت کردم بیام و برات بنویسم ما روز یک شنبه 28 تیرماه ساعت 5 و نیم بعد از ظهر برات یه جشن کوچیک گرفتیم...یعنی فقط خودامون بودیم...مادر جون و دایی جونی ها و خاله اعظم جون... مادر بزرگ و بابا بزرگ و عمو جون و عمه جون و البته ننه جون خاله اطهر جون در کمال ناباوری روز جمعه راهی مسافرت شد و تو جشنمون حضور نداشت از اونجایی که الان خونه بابابزرگم و کامپیوترشون فتوشاپ نداره و حجم عکسات زیاده عکسا باشه انشا الله بعد کم کردن حجمش میزارم برات جشن خوبی بود جای همگی خالی بود فقط آخرش صورت دخترم خورد به میز و خونی شد که اونم عکسش رو میزارم انشا الله   فعلا بای   بعدا نوشت:عکسا در ادامه...
31 تير 1394

یک ســــــــــــــــــــــــال گذشت

      دخترم يك بهار ، يك تابستان ، يك پاييز و يك زمستان را ديدي زين پس همه چيز جهان تكراريست   جز محبت و مهرباني...       عکسا و قضایای تولد سر فرصت   بعدا نوشت:   پیام نما   وبلاگم:   نی نی وبلاگ(نمیدونستم چجوری عکست رو باید بزارم)     عکسا خیلی تاره ...
28 تير 1394

دندون هشتم

  سلام فرشته من   دخترم دندون هشتمت هم در اومد سحر دو روز پیش یعنی 23 تیرماه در 11 ماه و 26 روزگی   دیگه حالا شدی مثل این شکلکه   مبارکت باشه عزیزم انشا الله باقیشم سریعتر دربیاد و دخترم راحت شه   فقط برای این دندونت خیلی داری اذیت میشی و تقریبا 3 روزی شده حالتهای سرماخوردگی رو داری و خیلی بیحالی که البته فکر کنم دندونای نیشت هم در راهه درد و بلات بخوره تو سر من   فدات بشم جیگر گوشههه       ...
25 تير 1394

تولد مامانی

  سلام دخترم   بعععععععععععععععله بازم رسیدیم به 22 تیر   بیست و چهارمین سالگرد حضور من   تـــولــــدم مـــبــــارکــــــــــــــــــــــــ     ...
22 تير 1394

بهداشت نوبت هشتم

سلام دخترم   تو مدتی که مسجد سلیمان بودیم به دلیل کم وزن گرفتن شما زیاد بردمت بهداشت این نتیجه آخرین باره در تاریخ 94/3/5: وزن:8850 گرم قد:72 سانت    برای یک سالگیت باید ببرمت بهداشت هم برای چکاپ و هم واکسن ان شا الله نتیجه رو برات مینویسم امیدوارم واکسن زیاد اذیتت نکنه       ...
15 تير 1394

شبهای قدر

  سلام دخترکم   امروز 19 رمضونه و دیشب اولین شب قدر رمضون امسال و البته دومین شب قدر زندگی زمینیته و طبق معمول من و مادر جون و خاله جون و زن دایی تو خونه شب زنده داری کردیم با پخش زنده از حرم آقامون امام رضا (ع)، شما هم خداروشکر ساعتای 11.5 خوابیدی و تا سحر بیدار نشدی .از این میترسیدم که از صدای تی وی بیدار شی و بدخواب بشی   دخترکم تو این 19 روز که از رمضون گذشته اکثرا سحرا بیدار شدی و با روی همیشه خندونت همه مون رو سر سفره خوشحال کردی   دختر نازم فرشته آسمونی من این روزا یادآور لحظه های شیرین پارساله پارسال تو این روزای قشنگ خیلی هواتو داشتم هوای فرشته ای که قرار بود بیاد و منو مادر کنه هوای د...
15 تير 1394

مرواریدای بعدیت

  سلام دختر نازم   تو  مدتی که مسجدسلیمان بودیم دندون ششمت هم در اومد   29 اردیبهشت یعنی 10 ماه و 1 روز دندون چهارمت از بالا و همین چهار روز پیش 4 تیرماه  یعنی 11 ماه و 7 روز دندون سومت پایین سمت چپ   خداروشکر زیاد اذیت نشدی فقط یه مقداری بیقراری میکردی و همش میخواستی بغلم باشی امیدوارم بقیه دندونات هم در بیاد و زیاد اذیت نشی   دخترکم تا الان 7 تا دندون داری   میسپارمت به خدا فرشته من     ...
8 تير 1394